2 روز مونده به روز معلم
امروز رفتیم مدرسه مامانی،اول رفتیم دفتر مدرسه پیش معلم ها اینقدر ذوقت می کردن می گفتن چه نازی.
راستی تو مسیر خانم صفری که آموزگار دوم دیدت از من شما رو گرفت تو دفتر برد.
بعد راضیه جون بغلت کرد یاد دوقلوهای خودش افتاده بود رضا روزبه که الان 2 سالشونه.
شما دیگه شیر خواستی منم به شما شیر دادم دیگه هر کدوم از معلم ها وارد دفتر شدن شما مشغول خوردن بودی.
رفتیم کلاس پیش بچه ها یه خورده شوخی کردیم اونام زحمت کشیده بودند وبه مناسبت روز معلم ، هدیه دادن.تو مسیر کلاس تمام بچه ها دنبالت میومدن واست ادا در میوردن توهم بهشون می خندیدی.
در آخر عکس یادگاری با همکا رهای مامان ودانش آموزان گرفتیم .
مامانی من ،حسابی خوش گذشت.
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی





2 روز مونده به روز معلم
