اولین مهمانی رسمی پارسا
دیشب خونه همکاربابا،آقا مصطفی دعوت بودیم قبلش منو بابایی می گفتیم پارسا طبق معمول می خواد گریه کنه اما شما دیشب خیلی آروم بودی من و بابایی تعجب کردیم اونجا با همکار بابایی، پگاه وسمیرا بازی می کردی پگاه جون هم نی نی داشت اما توشکم مامانش بود اینقدر ذوق تو رو می کرد هی به تو می گفت آقا شما جوابش میدادی حسابی باهاش باری کردی ،منتظربود گل پسرش دنیا بیاد الان 4 ماهش بود. بابایی اینقدر راضی بود که گفت از حالا دیگه میریم مهمانی. این نشانه رضایت باباست. &...
نویسنده :
مامان بابایی پارسا وبهار
14:51











