نمایشگاه کتاب ، خرید زمستون
امروز مامانی از طرف مدرسه ازدو نمایشگاه کتاب رفت واسه شما 2 تا کتاب خریدم وقتی دادم دستت میخواستی پاره شون کنی بعد هم نوش جان کنی بعد از کلی که باهاشون درگیربودی واست گذاشتم تو بوفه اتاقت..... دیشب بابایی واست دستگاه بخور خرید که شب ها روشن کنه که هوای اتاق مرطوب شه چون الان هوا خشک شده وممکنه شما اگزما بزنی .... این هم لباس های زمستونی پارسا خان...مبارکت باشه نفسم ...
نویسنده :
مامان بابایی پارسا وبهار
16:36
آب گرم گنو
باعزیزجون وباباجون وبابا آب گرم رفتیم دایی سرکار بود نتونست بیاد اونجا هواخیلی سرد بود لباس گرم واست برده بودم اونجاپوشیدی موقع شام خوابی همه میگفتیم الهی پارسا خوابیده که بیاد شیطنت کنه سفره بهم بریزه شام که تموم شد بیدارشدی جوجه دستت میدادیم نمی خواستی میگفتی فقط شیشه نوشابه میخوای حسابی با ظرف نوشابه سرگرم بودی بعد شام رفتیم گشتیم....شما میگفتی با اشاره بریم سمت کشتی من که میبردمت همه جیغ میزدن شما می ترسیدی گریه میکردی دوباره همین حالت تکرار میشد..... ...
نویسنده :
مامان بابایی پارسا وبهار
13:26
قربون مشق نوشتنت برم جیگرم
چه نگاهی به خودکارمیکنی....این عکس هارو عزیز جون ازت گرفته عزیز هم مدام از شما مثل من عکس میگیره......... حالا دیگه میخوام بنویسم ..... ...
نویسنده :
مامان بابایی پارسا وبهار
13:26
ماجرای خاطره انگیز آرایشگاه
روز شنبه شیفت ظهر بودم تازه از سرکار اومدم که نوبت آرایشگاه زنانه پیش معصومه خانم گرفتم شما تازه از خواب بیدار شده بودی ومن گفتم پس اذیت نمیکنی تا رفتیم داخل آرایشگاه شما گریه میکردی اونم چه اشک هایی تا اینکه منتفی شد اومدیم بریم آرایشگاهی که بابایی میره اونجا اینقدر گریه کردی که حال نداشتی خلاطه با یه اوضاعی این موهات کوتاه کردیم ...هم خودت هم من وبابایی پرموشده بودیم..... ...
نویسنده :
مامان بابایی پارسا وبهار
20:42
چهارمین مروارید
چهارمین مروارید گل پسرم در 9 ماهگی جوانه زد سمت چپ بالایی ، مبارکت باشه گلم ...
نویسنده :
مامان بابایی پارسا وبهار
11:17
9 ماهگرد نفسم
عزیزم این روزا اصلا حالت خوب نیست همش بی قراری میکنی کسلی ،غذا نمی خوری میدونم مال دندوناته ، الهی واست بمیرم چقدر درد داری اون 2 تا دندونات اینقدر اذیت نشدی اما بالایی خیلی اذیتت میکنه تازه مامانی امروز متوجه شده داری 4 تا باهم در میاری بمیرم واست جیگرکم ، دوست داشتم مثل ماه های قبل واسه ماهگردت ببرمت بیرون اما نه شما حال داری نه مامان وبابا دل و رغبتی دارن........ ...
نویسنده :
مامان بابایی پارسا وبهار
23:43










