پارسازیباترین تبسم پارسازیباترین تبسم ، تا این لحظه: 12 سال و 8 ماه و 17 روز سن داره
گنجینه خاطرات پارسا گنجینه خاطرات پارسا ، تا این لحظه: 13 سال و 1 روز سن داره
بهاربهار، تا این لحظه: 7 سال و 9 ماه و 1 روز سن داره

پارسا وبهاردهقانی،تمام زندگی ما

پارسا و بهار

17ماهگی دنیییییای ما:شیرمردمون،انرژی مامان وبابایی

مرواریدپارساجون: پارسا خان در 16 ماه و20 روزگی دندون 13 و 14 و15 و16 جوونه زد،الان نفسموم 16 تا مروارید داره فدات نفسسسسسم.... پارک شهر: نقاشی های پارساخان:البته دفترنقاشیت دیگه اثری ازش نمونده کاملا پاره شده ..... تغییرات دکوراتاق پارسا:   آخه این جا که شمانشستی ،البته بعضی اوقات می ایستی .... اینجاتازه از خواب بیدار شدی صبحه...کل تخت تو خواب دور میزنی از تخت خودت سراز آخر تخت ما در آوردی..... ........................بدون شرح ماکارونی رو خیلی دوست داری..... ............بدون شرح دیگه باکنترل ...
15 تير 1394

16 ماهگی :الهی که همیشه مثل خورشید بدرخشی ،خورشید تابانمون...بوووووس

این کیک واسه گل پسرم پختم.... مروارید 9و10و11 و12 پارساگلی: دندون نیش پارسا جون در 15 ماه و 28 روزگی جوونه زد مبارکت باشه مامانی....البته هر 4 تا با هم..... کفش های پارساجون از 8 ماهگی تا 16 ماهگیش: پارسا خان ودریا: مامانی قربونت بره  عاشق آب ودریاهستی هربارمیریم شما با چشم گریه برمیگردی..... اینجا یه ظهره توی گرما خردادماه ساعت 3 بعدازظهر من وشما بیرونیم تا بابایی بیاد البته شما بازی میکردی....اصلا احساس نمیکردی گرمه....فقط منتظری درخونه باز شه وشما بری بیرون.... تامن دستمال برمیدارم که گردگیری کنم شما بدو میای دستمال و شیشه شور ...
12 خرداد 1394

15 ماهگی ،خدایابه همین سجده زیبا وپاکش از چشم بد دور نگهش دار.(الهی آمین)

اولین کار پارسایی درشب 15 ماهگیش:باور نکردنی بود تا سجاده ومهر میبینی سجاده پهن میکنی سجده میکنی ومهر رو بوسه میزنی.خدایا همیشه پناه ونگهدارش باش.(الهی آمین) پارسا کوچولو داره تلویزیون میبینه... پارسا به ماهی عید میگی نام نام ...تا ماهی میبینی اشاره میکنی بریم پیش نام نام ،بغد بهشون غذا میدی.. این کیک گوشت به مناسبت روز پدر درست کردم البته شما خیلییییی کمک دادی.... پارسا در شهربازی فرشته ها: الان آقا کوچولو 7 روزه مریضه ،گلوت درد میکنه سرفه های خیلی بدی میکنی ان شالله زودتر خوب شی... مامانی مریضیت ادامه دار شده الان شده 12 روز: هم ...
11 ارديبهشت 1394

14 ماهگی امید وهستی ما،خدایا هزار بارشاکریم که با دادن این نعمت شیرین زندگیمون چندبرابرکردی!

بزرگت رین تغییر نفسمون: الهی فدات شم از روز شنبه که 14 ماهه شدی مدام داری راه میری البته زمین هم میخوری که یه بار سرت کبود شد ورم کرد الان دیگه قدم هات به 15 تا 20 تا رسیده دستاتو جلوت میگیری که تعادلتو حفظ کنی.....میخوام ازت عکس بگیر اما مدام حواسم بهت هست که رو سرامیک زمین نخوری اصلا وقت نمیشه ، بابایی گفته چشم ازت برندارم که دور ازجون چیزیت شه..... بالاخره یه عکس ازت گرفتم...                 یه چیز جالب واست بنویسم از بس پارک رفتیم دیگه مسول پارک اسمتو میدونه وکامل شما رو میشناسه،روزهای اول تاب خیلی دوست داشتی اما این روزا همش ...
17 فروردين 1394

13ماهگی تک ستاره ما،خدایا هزار بارشاکریم از دادن این گنج گرانبها به ما!

                            ماهگیت مبارک                                                                                                                  ...
5 اسفند 1393

یک سالگی یکی یه دونه ما:خدایا به خاطر نعمت شیرینت هزاران بار شکر!خداهمیشه هوای پسرنازمون داشته باش!

سلام گل مامان،خوبی نفسم؟ یک سال از از آمدنت گذشت....یکسال  زندگی من وبابا شیرین تر از قبل کردی ، غنچه خندونم امیدوارم همیشه سرزنده وسالم وشاد باشی و لبت پراز خنده وتولد صدمین سالگردتو بگیری.... عزیزم قراره اولین تولدتو یه میهمانی بگیریم واین شادی رو با فامیل تقسیم کنیم.... امسال تم تولدتو من وبابایی انگری انتخاب کردیم ان شالله سالهای بعد که بزرگترشدی خودت انتخاب کنی.... عکس کارت دعوت تولد یکسالگی پارسا خان:        واسه کارهای تولدت عزیزجون وباباجون از دیروز ساعت 10 صبح خونه ما بودن تا 12 شب داشتن کمک من کارهای تولدتو انجام میدادن باباجون همش از پله بالا میرفت وآ...
14 بهمن 1393