بدون عنوان
اینو مامان بزرگ سوغاتی آورده، دستش درد نکنه تو تمام کارها داره کمکم می کنه.
اینم دایی حسین واست سوغاتی آورده.
نگرانی مامان
قندعسلم الان که این مطلبو می نویسم تو استراحت مطلقم . همون روز که دریا رفتیم هواسرد بود باد بهت خورد، شبش درد سراغم اومد بابایی مامان بزرگ وبابابزرگ خیلی ترسیده بودن.به خانم دکتر زنگ زدیم گفت 10 دقیقه استراحت کن خوب نشدی بیمارستان برو،به خیر گذشت فرداش رفتیم مطب، خانم دکتر گفت باید یه هفته استراحت کنی.فعلا من وشما هیچ جا نمی تونیم بریم به خاطر بی احتیاطی من ...
نویسنده :
مامان بابایی پارسا وبهار
16:35
بدون عنوان
با اوردن تختت ، شروع می کنیم وسیله هاتو می چینیم.
نویسنده :
مامان بابایی پارسا وبهار
11:35
آخرین سه شنبه ماه صفر
دیروز مامان بزرگ نذری درست کرد،امسال اولین سالت بود پای دیگ بودی اما توشکم مامانی . سال دیگه به امید خدا 10 ماهه هستی ، دیروز داییت می گفت سال دیگه یه ولوله داریم اگه بزاره نذری درست کنیم. بعداز اینکه نذری درست شد چون سه شنبه آخرصفربود،طبق رسم قدیمیا دریا رفتیم پامون تو آب زدیم اینقدر سردبود.
نویسنده :
مامان بابایی پارسا وبهار
9:17









